عمر السهروردي ( مترجم : ابومنصور اصفهانى )

5

عوارف المعارف ( فارسى )

باب چهل و سوّم : در بيان آداب اكل و شرب . باب چهل و چهارم : در بيان لباس و نيّت مقاصد ايشان در پوشيدن آن . باب چهل و پنجم : در بيان فضيلت به شب برخاستن . باب چهل و ششم : در اسباب تعيين كردن قيام شب را . باب چهل و هفتم : در بيان آداب بيدار شدن از خواب . باب چهل و هشتم : در بيان قسمت كردن قيام شب را . باب چهل و نهم : در استقبال روزه و ادب آن . باب پنجاهم : در بيان عمل روز و توزيع اوقات آن . باب پنجاه و يكم : در بيان ادب مريد با شيخ . باب پنجاه و دوم : در بيان آنچه شيخ اعتماد كند بر آن با اصحاب و شاگردان . باب پنجاه و سوم : در بيان حقيقت صحبت و خير و شرّ آن . باب پنجاه و چهارم : در بيان گزاردن حقوق صحبت و اخوّت . باب پنجاه و پنجم : در بيان آداب صحبت و اخوت . باب پنجاه و ششم : در بيان معرفت ايشان و مكاشفت صوفيان از ان . باب پنجاه و هفتم : در بيان معرفت خاطرها و تفصيل و تمييز آن . باب پنجاه و هشتم : در بيان حال و مقام و فرق آن . باب پنجاه و نهم : در بيان مقامات به طريق ايجاز و اختصار . باب شصتم : در بيان اشارات مشايخ در مقامات . باب شصت و يكم : در بيان احوال و شرح آن . باب شصت و دوم : در بيان اصطلاح صوفيان به اشارت در احوال . باب شصت و سوم : در بيان نبذى از بدايات و نهايات و درستى آن . اين ابواب نوشته آمد به يارى حق تعالى ، مشتمل بر بعضى علوم صوفيان ، و احوال و مقامات و آداب و اخلاق ، و حقايق معرفت ، و دقايق اشارت ، و اصطلاح لطائف ايشان ، كه علم ايشان از باب معرفت بود . و ذوق حال ، اگرچه بيان مقامات و احوال ايشان ، در حيّز عبارت و حدّ استعارت نگنجد ، كه آن حالات ، مواهبى بود ربّانى و بخششى حقّانى ، با آنكه بسيارى از غوامض علوم ايشان مطموس و ناپديد شده است . همچنان‌كه بسيارى از حقايق رسوم ايشان مندرس شده است . جنيد - رضى اللّه عنه - در زمان خود گفت : « بساط علم ما ، چندين سال است تا درمىنوردند . و ما از حواشى آن سخن مىگوئيم » با آنكه قريب العهد بود ، به علماى سلف و تابعيان صالح ، ما خود چه گوئيم در اين عهد ، كه قحط علماى زاهد و عارفان محقّق است . اميد مىداريم به كرم عميم حق تعالى ، كه [ اين ] جهد المقلّ به نيكوترين وجهى قبول كند . و الحمد للّه ربّ العالمين . باب اوّل در بيان منشأ پديد آمدن علوم صوفيان باسناد الشيخ - رضى اللّه عنه - عن ابى موسى الأشعرى - رضى اللّه عنه - عن النّبى - صلّى اللّه عليه و سلّم - قال : قال : « انّما مثلى و مثل ما بعثنى اللّه به كمثل رجل اتى قوما فقال يا قوم انّى رأيت الجيش بعينى و انّى انا النّذير العريان فالنّجاء النّجاء فاطاعه طائفة من قومه فأدلجوا فانطلقوا على